تبليغاتX
نثار یار

نثار یار

هر چه نه یاد تو فراموش به...

 

 

 


با سلام خدمت آقایان مهاجرانی و سروش و نوری زاده و سایر اراذل وطن فروش...

 

یه درخواست داشتم .

لطف کنید آدرسی چیزی بفرستید که براتون یه چیز بسیار خوشمزه که تو عمرتون نخوردید بفرستم.

 

اگر گفتید چی؟؟؟؟؟؟؟

 

 

افرین!!!

 

ساندیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییس...

 

آخه چون نخوردید فکر میکنید انقدر با ارزشه که میشه باهاش نظام رو حفظ کرد

گفتم بفرستم که هم از این فکر ها نکنید و حرفهای اراجیفانه تری تحویل مردم ندید هم عقده ای نشید و مثل اقای سروش پشت تریبون اون نظرات صد من یه غاز رو نگید ...

 

راستی بهتون این فرصت رو هم میدم که بگید با چه طعمی می خواید البته چون نخوردید و در نتیجه نمی دونید کدوم مزه بهتره علاوه بر نظرات خودتون چند تا هم اضافه می فرستم

البته تاریخش گذشته ها رو میفرستیم!!!

حیفه سالم به شماها بدیم

نوش جاااااااااااااااااااان

 

از طرف فدایی نظام مقدس جمهوری اسلامی

یا حق


پ.ن: با تشکر از همه هموطن هایی که در دور دوم انتخابات گل کاشتند.


معلم

وقتی که از در کلاس وارد شد، همه به احترام او برخاستند. مثل همیشه متین و آرام بود. شور و نشاط رندگی را می شد در نگاه های نافذش دید. چند لحظه سکوت کرد تا کلاس آماده شنیدن کلامش شود. نگاهی به سرتاسر کلاس انداخت و با تبسمی دلنشین کلامش را آغاز کرد: بچه ها شاید امروز آخرین روز درسی من با شما باشد. من فردا برای عزیمت به جبهه، به اهواز می روم و از همه شماها حلالیت می طلبم. اشک گونه بیشتر بچه ها را خیس کرده بود. بعد نسبت به معلم جدید سفارش کرد و از ما خواست در تکریم و احترام او کوشا باشیم. با تک تک بچه ها خداحافظی کرد. حال غریب و خوشی داشت. او رفت و کلاس در نبود او در سکوت فرو رفت. چند ماه بعد مدرسه را در شهادتش عطرافشان کردند. او رفت اما خاطرات خوش او نوازشگر شب های تنهایی بچه ها شد.

شادی روح همه شهدا بویژه شهدای معلم صلوات


پ.ن:

۱. طبق هر سال یادی از کانونی میکنم که برا شهید مطهری بود و هست...

هر چند بعد از من بعضیها کم لطفی کردند.

۲. این روزها همه شادند که هفته معلم است اما غالبا یادمون میره که شهادت شهید مطهری است و به این بهانه روز معلم نام گرفته.

۳. شنیدم استادی در جواب تبریک دانشجوش گفته: شان ما رو پایین نیارید روز معلمه نه روز استاد...!!!!!

قابل توجه این جور آدما شهید مطهری بهترین استاد دانشگاه بودند.

این نشون میده شما هم شناختی از این بزرگوار ندارید هم لیاقت تبریک گفتن...

۴. پنجشنبه هفته آینده با همسر و دختر شهید مطهری دیدار دارم انشاا..

لحظه شماری میکنم شدیدا دلتنگ همسرشونم

التماس دعا


 

می گویند یک دست صدا ندارد!!!!

اما هنوز صدای دستی که در کوچه سیلی زد  می آید...

 


روزگار علی ع بعد فاطمه س

[ محراب ِ کوچه ]

علی
در «کوچه» ضربت خورد،
نه در «کوفه»!

 

[ قاتل ]

ضرب ِغلاف
بهانه است؛
مظلومیت
ِ علی کشت،
فاطمه را!

 

 [ تبدیل ]

زندگی
بعد از «زهرا»،
«زهر» شد
برای
علی!

 

[ شعر نو ]

در با مادر هم قافیه شد
کوچه با کوفه
و آه با چاه؛

علی اما
قافیه را باخت،
بعد از فاطمه!

به نقل از" کاش میشد خدا را بوسید"


ما در

 

کوچه   هیزم   آتش  مادر                   واویلا

مانده   بین   دیوار   و   در                  واویلا

زهرا   تنها    با یک لشکر                  واویلا

مانده    بین   دیوار  و   در                  واویلا

 


قحطی

این همه واژه،
چرا در
با مادر
هم قافیه شد!؟


[ سیادت ]

«یک من ماست،
چقدر کره دارد» را
شما می دانید،
اما
«ضرب ِ سیلی
چقدر درد دارد» را

ما می دانیم!

به نقل از "کاش میشد خدا را بوسید"


 

دلم تنگه. . .


گاهی از بعضی دلتنگیها خسته میشم


وقتی هیچ دستی نیست که گشادشون کنه. . .


سلام راوي مجنون،سلام راوي خون

نگاه کن! که نگاهت غزل غزل مضمون

تو در مسير خدا در ميان خوف و رجا

نشسته روي لبانت تبسمي محزون

به اعتقاد تو سياره رنج مي خواهد

جهان چه فايده لبريز باشد از قارون

جهان براي تو زندان،براي تو انگور

جهان دسيسهء هارون و نقشهء مآمون

درون من برهوتي است از حقيقت دور

از اين سراب مجازي مرا ببر بيرون

چگونه طاقت ماندن؟ مرا ببر با خود

از اين زمانه به فرداي ديگري ،اکنون

نگاه کن! که نگاهت روايت فتح است

سپاه چشم تو کرده است فکه را مجنون

به سمت عشق پريدي خدانگهدارت

تو مرتضايي و دستان مرتضي يارت...

                                                                                                  "سید حمید رضا برقعی"

 


  سلام بر فاطمیه... بر مادر محرم

 

وقتش شده نگاه به دور و برت کنی

فکری برای اینهمه خاکسترت کنی

 

عُذر مرا ببخش دوایی نداشتم

تا مرهم کبودی چشم ترت کنی

 

امشب خودم برای تو نان می پزم ولی

با شرط اینکه نذرِ تب پیکرت کنی

 

مجبور نیستی که برای دلِ علی

یک گوشه ای نشینی و چادر سرت کنی

 

زحمت نکش خودم به حسین آب می دهم

تو بهتر است فکر برای پرت کنی

 

ای کاش از بقیه‌ی پیراهن حسین

معجر ببافی و به سر دخترت کنی

 

من ، زینب و حسن ، ... همه ناراحت توایم

وقتش شده نگاه به دور و برت کنی

 

                                                                    علی اکبر لطیفیان


عیدتون مبارک..........

سلااااااااااااااااااااااااااااااام

انقدر سرم شلوغه که فقط گاهی میام نظرات رو میبینم و میرم

از لطف دوستان ممنون

راستی پیشاپیش عید رو به همه تبریک میگم

من عید نیستم

میرم اردو جهادی

سیستان و بلوچستان

انشاا..

دعا کنید خالصانه خدمت کنیم.

جای همگی خالی

التماس دعا

سر سفره هفت سین دعاهاتون ما رو فراموش نکنید.

یا علی

 


بلندم کن

خدایا دستم به آسمانت نمی رسد
اما...
تو که دستت به زمینت می رسد...
بلندم کن!


این اونی نیست که باید...

میدونی!!!

وقتی میبینم طرف برای اینکه نماینده مورد تاییدش رو معرفی کنه مجبوره دیگران رو له کنه تا اون بزرگ "نشون داده بشه" میفهمم که اون اونی نیست که باید...

وقتی طرف تو حرفاش به دیگران توهین میکنه یا - خدایی نکرده - فحش میده میفهمم اون اونی نیست که باید...

وقتی میبینم طرف داره دروغ میگه حس میکنم داره به شعور مردم توهین میکنه انگار اونا دروغهاش رو متوجه نمیشن و این یعنی این اونی نیست که باید...

وقتی میبینم طرف انقد تبلیغات زده به در و دیوار شهر که داره از در و دیوار بالا میره و همه رنگی و چه بنر و پوستر و ... به این فکر میکنم که این پولها رو از کجا آورده و این یعنی این اونی نیست که باید...

 

اما من اگر بخوام نامزد مورد نظرم رو معرفی کنم کافیه از خوبیهاش بگم بدون اینکه از دیگران بد بگم...

من به دیگران توهین نمیکنم چون نیازی نیست برای بالا بردن کسی دیگری رو له کنم

من دروغ نمی گم چون اونی که باید عزت بدهد کس دیگه ای نه دروغ های من که ذلت میده

کاندیدای مورد  نظر من تبلیغاتش زیاد نیست خیلی هم پول خرج نکرده چون معتقده نباید بریز و بپاش زیاد کرد خدا بلده این تبلیغات کم رو تو چشم مردم پررنگ نشون بده

خلاصه من رای میدم

و به کسی رای میدم که:

 برای منافع کشورم دلسوز باشد

مومن باشد

ولایتی باشد

اهل فکر و ذکر باشد

یعنی من سعی میکنم دچار بد اخلاقی انتخاباتی نشم...

انشاا..

به امید انتخاباتی با شکوه تا تو دهنی محکمتری بر دهان دشمن مون بزنیم

لبیک یا خامنه ای


خدایا !

درست است که خسته ،در هم شکسته ، خون به چشم نشسته ، پرنده امید پای بسته وخواب از چشم رسته از بارگاه تو رانده شوم ؟

مگر من به غیر تو می شناسم؟

مگر به منزلی جز خانه تو راه می برم ؟

مگر دل به معشوق دیگری داده ام ؟

مگر پیشانی بر خاک دیگری سائیده ام ؟

مگر در هجران دیگری سوخته ام ؟

که امید به غیر تو داشته باشم؟

مگر جز تو تمامت خوبیست ومگر نه تمامی خیر به دست توست ؟

چگونه در آرزوی غیر تو باشم وآفرینش وفرمان به دست تو باشد ؟

تویی که میوه ناطلبیده از درخت فضل خویش برایم با آورده ای ، تو که چشمه ناگفته ام آب جوشانده ای .

چگونه حال که گرسنه وتشنه به امید بوستان ومزرعه تو آمده ام تهیدستم بازمی گردانی ؟

من دست خسته به تو داده ام وتو آن را محتاج دست خسته دیگر می کنی ؟

من دل شکسته به تو بسته ام ، تو به بیچاره ای دیگر حوالتش می دهی ؟

من در خانه تو را می زنم ، تو مرا به پیش مثل خویش می فرستی ؟

نه ، ای در اندیشه وجود نیست ، این در باور ممکنات نمی گنجد ، این غیر ممکن است .

ای آنکه هر که در جاده رحمتت گام نهاده ، به بوستان سعادتت رسیده !

هر دل که هوای تو کرده ، پا بر فرق تو نهاده !

هر سر که سودای تو گرفته چشم از سواد وبیاض عالم برگرفته !

در هر دل که یاد تو تپیده ، خاطرش آرمیده وباور غیر تو رمیده !

با انتقام تو هیچ گنهکار طالب بخششی به وادی شقاوت نرسیده .

چگونه فراموشت کنم که تو از یادم نبرده ای !

چگونه چشم از تو برگیرم که تو چشم به من دوخته ای !

چگونه از تو بگریزم که تو مرا در بر گرفته ای !

 

خدای من !

دست به دامن کرم تو آویخته ام وپای امید برای نیل به عطایای تو سرعت بخشیده ام ودست آرزو برای برگرفتن نعمت تو گشاده ام !

 

خدایا !

مرا در کارگاه یکتایی خویش صیقل ببخش تا آینه دار جمال تو باشم .

مرا در کوره توحید بندگانت امتیازی دیگر گونه بخش که کارگزار تو باشم .

ای پناه هر گریزنده ! و ای امید گاه هر جوینده!

ای برترین قله امید ! وای زیباترین قاصد نوید!

ای آنکه به تو جز با  تو نتوان رسید !

ای مهربانترین منادی !

ای آنکه اشک را قبل از اینکه بر زمین بریزد به دامن می گیری !

ای آنکه دلهای شکسته را بند دستگیری می زنی !

ای آنکه محرومان وسائلان وفقیران را نه رد نمی کنی که در لطف می گشایی !

ای آنکه گل آرزوی خودت را نه پرپر نی کنی که خود آبیاری می کنی !

ای آنکه خواننده گانت را در رحمت گشاده ای وامیدوارانت را پرده بالا زده ای !

به بزرگواریت بخشش بی نهایتت قسم که بر من آنسان منت نهی از عطایت که چشمم روشنایی بیاید ، واز امیدت که دلم اطمینان واز یقینت که مصایب دنیای فانی بر من آسان شود

پیاله بر کفنم بند تا سحر گه حشر              به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز

مرا آنچنان یقینی ده که پرده های ظلمانی چشم دلم پاره پاره گردد ، به رحمت جاودانه ات ، ای مهربانترین مهربانان .


مهم مهم مهم

سلام

به این سایت حتما سر بزنید و تحلیل فیلم قربانی رو ببینید

در نشر اون هم کوتاهی نکنید

بسیار با ارزش است.

http://www.balashahr.tv/1390/11/21/kurbaan-2009/


حضرت سلیمان و مورچه عاشق

گروه اینترنتی قلب من

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...

تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛

خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که
 خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد.

Weblog Themes By Pichak

درباره وبلاگ


ای سید ما ای مولای ما! من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید همه این ها رو من کف دست گرفته ام در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد. سید ما و مولای ما،دعا کن برای ما ...
------------------------------------------
مولای من
بقول سید شهیدان اهل قلم:
سر ما و قدمتان که وصی امام عشق هستید و نائب امام زمان عج .
-----------------------------------------
من خدا را دارم
کوله بارم بر پشت سفری می باید سفری بی همراه گم شدن تا ته تنهایی محض!
ساز من با منم گفت: هر کجا لرزیدی از سفر ترسیدی تو بگو از ته دل: "من خدا را دارم"
من و سازم چندیست که فقط با اوییم...

لینک های مفید

پیوندهای روزانه